خرید بک لینک

درباره سایت

یه پیاله رسوایی

امکانات وب

باید بهم قول بدی که وقتی ازین حجم دلتنگی که روی دلم آوار شده جون سالم به در بردم نماز آیات بخوانی ،یادت نره توی نماز شاخه گل قرمزی که تو دستات کاشتمو بهم هدیه کنی ،اگه حواست پرت شد و نفهمیدی چند رکعت خوندی اشکالی نداره از آسمون بپرس یا همون ماه نقره ای که روی مچ دستت حک کردم ،حواست پرت باشه یا جمعه جمع چه فرقی میکنه مهم اینه که چشمات رو به من قنوت میگیرند ... راستی یادت نره لبخند بزنی ،از وقتی عاشق شدی خدا همه حواسشو داده به لبخند تو! + توسط میمـ.ـهیس |

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:04

دوباره اتاق روشن شد،چند دقیقه دیگه صداش میرسه..یه صدایی میاد تو اتاق... تپ ...تپ...تپ... از صدا بود انگار که بیدار شدم چقد گرمه، پتوی کوفتی! قبل خواب یه شال پیچیدم دور سرم چرا باز نمیشه!این صدای چیه ؟ تپ ...تپ...تپ... فکر میکنم شاید مال لباسائیه که به خاطر بارون همینجا تو اتاق آویزون کردم !خوابم میا

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 0:16

دقیقا یادم نیست ازکی؟ولی یادمه که همیشه دلم خواسته یک روز معمولی فقط یک روز معمولیه خیلی عادی یک نفس عمیق بکشم بروم سراغ قفسه کتابی که جدیدا چند تا کتاب جدید به زور تویش جا داده ام از قفسه بیرون بکشمشان و یکی یکی نگاهشان کنم هی باخودم تکرار کنم فقط یکی ! یک حق انتخاب داری!و هی نتوانم انتخاب کنم و د

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 0:16

نمیدونم این هم از همان صفات نا نیکی ست که به زنانگی ربطش میدهند یا نه؟! که به قول قدیمیها چشم و دید قشنگی های بعضی رو ندارم!انگار تمام قشنگیهای دنیا ارث بابای منه و اونهایی که ازنظرخودم بعضیها هستند حتی حق نگاه کردن بهشونو ندارن!و نکته جالب تر لبخند رضایتی ست که به خبیث ترین شکل ممکن درتمام اجزاء ص

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 0:16

ازش میپرسم چرا انقدر عاشقی؟؟؟

فقط نگاه میکنه و یه هزارتو تو نگاهش هست ،تبسم با عظمتی رو پنهان میکنه و من برای کشف هزار تو همیشه سردرگم میشم!!!

آخرش میگم آخه چرا انقدر خدایی؟؟؟

چرا نمیفهمم!

+ توسط میمـ.ـهیس |

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 0:16

کاش میشد تموم لبخندهای دنیا...

کاش میشد تموم قشنگیهای دنیا...

کاش میشد تموم دنیا...

کاش میشد دنیا،تموم دنیا انقدر کوچیک میشد که تو دستای کوچیکم جامیشد اونوقت تو تموم دنیارو میون دستات داشتی!!!

+ توسط میمـ.ـهیس |

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 0:16

مثل خواب شیرین ترازعسل دم صبح،مثل موهای درهم پیچیده ای که هرروز صبح شایدم یه روز درمیون شونه میشن ،مثل دنبال سرویس دویدن،مثل جواب سلام استاد رو ندادن ،مثل نگاه کردن از میون دریچه خمار نیمه باز خوابالو و خوابهای گاه و بیگاه کلاس ٨تا١٠،مثل خوش خلقيها و شوخي هاي بيمزه آقاي الف كه اسكار تنهاآدم خوش اخل

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 0:16

این روزا خیلی یهویی ذهن آدم یه فلش بک میزنه به پارسال همین موقع ها که انگار قرار بود این روزهارو یجور دیگه رقم بزنم یجوری که فرق کنه با سال قبلش و سال قبل ترش...یجور قرار مدار بود بین من و خود درونیم! انگار قرار بود یجور بهتری باشم یجور بیشتری عاشق باشم و از اینجور حرفا! که این فلش بک یهویی واسه چن

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 0:16

از مرگ باید ترسید اززندگی اما بیشتر! به جسته اشتباهی جدال خاموشی و فریاد سر می گیرد آنطور که نباید و جبرانش خاموشی ست کاش با کمی پشیمانی هم همراه باشد کاش به وقت جبران خفتگی فضا گیر نشود! باید گریست به هر حال باید گریست برای عصیان برای بندگی برای دردهای ابدی دنیا که خودش فی نفسه فناپذیر است اما درد

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 0:16

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 0:16

از راه رفتنش هم معلومه كه چقدر دوسش داره !

همیشه انگار چند قدم جلوتر ایستاده داره صداش میزنه...

میگه دلتنگی این عشق بوی نم میده ...بوی نم باغچه مادربزرگ!حال و هوای رویا داره مثل یه چادر گل گلی که رو سرش سر میخوره!

مثل وقت اذانه که دیگه حواستو نمیتونی جمع چیزی جز خدا کنی!

حال خوب این عشق رو سوی ابدیت داره...

+ توسط میمـ.ـهیس |

برچسب: نویسنده: یگانه حسینیان تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 0:16

صفحه بندی